هوشنگ گلشیری داستانی نوشته است به نام: یک داستان ِ خوب ِ اجتماعی. در این داستان او حکایت یک نویسنده ی به نظر تازه کار را می نویسد که این تازه کار در حال نوشتن یک داستان است. داستان ِ گلشیری قصه ایی است از به وجود آمدن یک داستان در ذهن یک داستان نویس. پر از تجربه هایی که لابد بسیار زیاد با آنها برخورد کرده است و اصلا این برخوردها ، روند ِ معمول کار هر نویسنده ایی است که داستان می نویسد. اینکه دارایی های حتا فرسوده و قدیمی ذهن در همه جای حاصل ِ کار او سر و کله شان پیدا می شود.

اما چرا از این داستان می نویسم؟ چون امشب به عنوان نوعی تمرین (که به مخاطبان ِعشق نوشتن پیشنهاد میدهم ) از روی داستان رونویسی کردم. حدود یک ساعت طول کشید. داستانی در حدود دو هزار کلمه و جذاب. و در حین رونویسی از روی این داستان به خودم نگاه می کردم: داستان مردی را می نوشتم که قصه ی مرد دیگری را نوشته است، و آن مرد هم خودش در حال نوشتن قصه بوده است. انگار می شود این زنجیره را تا ابدیت ادامه داد. یعنی یک نفر هم پیدا شود و داستان ِ مرا که داستان ِ نوشتن داستانی دیگر بوده است را بنویسد. مثل یک اتاق پر از آیینه که آینه ها روبروی هم باشند و یک تصویر را تا بی نهایت ادامه دهندو همین جا یک نقطه ی تاریک در ذهنم روشن می شود: اصلا ماجرای داستان گفتن همین است.

وقتی من می نویسم، یعنی دارم داستان ِ کس دیگری را تعریف می کنم. حتا اگر خیال کنم که داستان من به صورت کاملا اوریژینال متعلق به من است کاملا در اشتباهم. داستان من چکیده ی تمام قصه هایی است که در طول عمرم شنیده خوانده یا دیده ام. من تنها می توانم همه ی آنها را از صافی ذهن خودم عبور دهم( اگر که در این کار موفق باشم) من حتا داستانی را می نویسم که کس ِ دیگر ممکن است همین حالا همزمان ِ من آنرا می نویسد. من گاهی قصه ایی را که شنیده ام به صورتی که ذهن من آنرا باز می چیند می نویسم و با زیرکی همان نقّالی که آنرا برایم تعریف کرده از ماجرا حذف می کنم و خودم به جایش می نشینم. و ما هر کدام به اندازه ی خود ماجرایی را پس و پیش می کنیم که در اصل چیز دیگری بوده یا می توانسته باشد. انگار همه داستان ِهمدیگر را نقل می کنیم.

  نقال ها و نویسنده ها در حجره های کوچک ذهنمان قص هایشان را می نویسند و تعریف می کنند. از میان ِ دالان ِ حضورشان که گذر می کنم صدایشان را می شنوم. یا کلماتشان را می بینم که در هوا می چرخند. 


مشخصات

  • دانلود + ادامه مطلب (منبع اصلی)
  • کلمات کلیدی: داستان ,نوشتن ,داستانی ,تعریف ,آنرا ,همین ,در حال نوشتن
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارشدهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

وعده گاه حزب الله صحن ابا عبدالله |ضریب| ساخت و ساز یک زندگی دانلود اهنگ ترکی من یه پدرم عکس نوشته مگ ایران | مجله اینترنتی دانستی ها موفقیت شومورته سنگ فیروزه | سنگ عقیق | سنگ زمرد | سنگ یاقوت